توصیه هایی برای والدین در بر خورد با فرزندانشان

نمونه پرسشها و برخوردهایی که ممکن است مطلوب باشد :

(هر پرسش از طرف یک ولی برای یک فرزند فرضی)

1- سلام خسته نباشی فرزندم !

2- سرماخوردگی ، اذیتت نکرد؟

3- امروز به فکرت بودم ، گقتم ببینم از خوراکیهات خوشت اومد؟

4- آفرین که دستات رو شستی

5- احسنت ، مثل همیشه مرتب و پاکیزه!

6- سلام ، از اینکه سرحال و شاداب برگشتی ، خوشحالم

7- نتیجه مطالعه دیروز عصرت ، خوب بود؟

8- زنگ ورزش خوش گذشت ؟ خسته نباشی

9- خسته نباشی ، تا دستات رو بشویی ، یه نوشیدنی برات حاضر می کنم

10- حدس می زنم روز خوبی توی مدرسه گذراندی

11- بعد از چند دقیقه استراحت ، " امروز بهترین خاطره تو از مدرسه ، چی بود ؟

12- گفتی آقای معلم ، تحقیقت رو قبول کرد ؟ آفرین ! می دانستم نتیجه مطالعه و تحقیق دیروزت

خوب میشه!

 

و اظهار نظرها و صحبتهایی مشابه ، که این پرسش ها و برخوردها ، متناسب با سن و

دوره تحصیلی جنسیت دانش آموز باید تفاوتهایی داشته باشد .

اما در برخی خانواده ها ممکن است نوع بر خورد با دانش آموز کلاس اول ابتدایی و فرزند

دبیرستانی درهنگام ورود به منزل ، یکسان باشد ! واضح است که اگر از یک دانش آموز

سال سوم دبیرستان

بپرسیم : " چرا خوراکیهات رو نخوردی ؟"

 خود را از نظر والدین با یک مهد کودکی یا پیش بستانی ،

یکسان تلقی خواهد کرد و مقداری دلخور می شود ،

اینکه از خود خواهد پرسید : " اگر گرسنه بودم ، خودم عاقل بودم که خوراکی بخورم !

وقتی گرسنم

نیست و یا ناهار مفصلی

 قبل از رفتن به مدرسه خورده بودم ، لزومی ندارد که چند نوع خوراکی که

مامان مثل بچه های آمادگی برام گذاشته ، من با اجبار همه رو بخورم ، من که دیگر بچه

نیستم !

از نظر خیلی از دانش آموزان زننده ترین و تکراری ترین سئوال والدین از فرزندشان که

چندین دهه

است که دارد تکرار می شود ، این است : " امروز چند تا 20 گرفتی ؟!" یعنی اگر 18 یا 19

باشد ،

مورد قبول والدین نیست و او را دوست ندارند ! حتی مشاهده شده در سطح دبیرستان هم هنوز این

سئوال و بازخواست هر روزه تکرار می شود . علاوه بر ایجاد حالت زدگی از نمره ، در برخی مواقع

احساس و تصور منفی از خود ، در دانش آموزان بیش از پیش به وجود خواهد آمد . این سئوالات در

بدو ورود فرزند به منزل ( حتی گاهی که کفشش را در نیاورده !) نشان از احوالپرسی و صمیمیت و

توجه ندارد واز نظر فرزندان ، بهانه ای برای شروع سین جین و بازخواست محسوب می شود و این

تصور در آنان به وجود خواهد آمد که من تو را به خاطر 20 دوست دارم !

از اینها گذشته در خیلی از موارد " سم تشویق " در هنگام ورود دانش آموز به منزل توسط برخی

والدین تزریق می گردد ؛ مثال ؛

_مادر : بگو ببینم 20 گرفتی یا نه ؟ _فرزند : نه مادر ولی 17 گرفتم ! _مادر : نشد ! این دفعه

باید 20 بگیری ! ( نمره قبلی فرزند 15 بوده و 2 نمره پیشرفت داشته است ، اما به این پیشرفت

توجهی نشده و فقط 20 در نظر گرفته شده است ! )

خروج از منزل برای رفتن به مدرسه

تمام پرسشها و برخوردهای ذکر شده بالا را می توان هنگام خروج از منزل برای رفتن مدرسه در راهرو ،

پشت دروازه ، توی حیاط منزل و غیره به نوعی از برخی والدین شنید ، گلایه های غیر رسمی دانش

آموزان ( حتی در دوره راهنمایی و دبیرستان) از والدین خود ، حاکی از این است که ، توصیه ها و

پیشنهادات و امر و نهی های تکراری هر روزه ، آنها را خسته کرده و برداشتشان این است که :

" تو هنوز بچه یا نادان هستی و مادر یا پدر به تواناییهای تو ایمان ندارد ! "

" امروز باید با نمره 20 برگردی !"

" اگر دستشویی داشتی ، حتما" بروی !"

"نباید خوراکیهات را به منزل برگردانی !"

" دقت کن ببین که معلم برای وحید ( شاگرد بغل دستی و پسر همسایه ) در درس فارسی چه

نمره ای میزاره ! "

بهتر نیست به جای عبارات فوق نمونه ای از این حرفهای قشنگ گفته شود ؟ :

" با نام و یاد خدا و بسم الله از منزل خارج شو "

"پسرم ، یادت نره بگی ، لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم"

" برای اینکه از پرسش پای تخته هراس نداشته باشی ، قبلش ، چند بار صلوات بفرست و توکل به خدا

کن"

" نگران نباش ، دیروز تمام سعی و تلاش خودت رو کردی و به خوبی مطالعه داشتی ، تلاش تو برای من

مهمتر از گرفتن نمره 20 است "

"اگر نمره تو کمتر از نمره بغل دستیت شد ، نگران نباش و به او تبریک بگو ، امتحان بعدی یه مقدار

بیشتر تلاش کن"

" الان که با این خوشحالی میری مدرسه ، امیدوارم همینجور سر حال و شاداب بیایی منزل "

 

 

منبع: کلاس ششم کلاس زندگی

 

/ 0 نظر / 27 بازدید